10روزگی نفسم
قربونت برم 10روزبودبدنیا اومده بودی دلت دردمیکردباباجون وعمه موناشماروبردن دکتراونجامتوجه شده بودن که کتفت شکسته الهی بمیرم چه روزبدی بودالبته شکستگی دستت مادرزادی بوده خداروشکریک ماهه دستت خوب شد
نویسنده :
مامی
13:06
شب اسم گذاری تنهادلیل زندگیم
شب هفت شب اسم گذاری اقابزرگ زحمت کشیدن اسمتو توگوشت خوندن ...
نویسنده :
مامی
13:02
روزی که عشقم تودستگاه بود
نفس من سه روزبودکه بدنیااومده بودی فهمیدیم که زردی داری دکترگفته بودکه بایدببریمت بیمارستان بزارنت داخل دستگاه بخاطره اینکه من زیادحالم خوب نبوددستگاه اوردیم خونه و24ساعت تودستگاه بودی بعداز24ساعت عمه پریوش وعمه مونابردنت پیش دکترکه دکترگفته بودخداروشکرزردیت رفع شده ...
نویسنده :
مامی
12:59
اولین عکس توخونه زندگیم
عزیزدلم این عکس اولین روزیه که اومدی خونه ازت گرفتیم ...
نویسنده :
مامی
12:53
اولین عکس فندق مامان توبیمارستان
روزیکشنبه 93/12/3ساعت21.30خداشماروبه ماداد این اولین عکست توبیمارستان بعدازیک ساعت که بدنیااومدی عمه مونا زحمت کشیده ازت عکس گرفته ...
نویسنده :
مامی
0:51







